تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٨
به هر حال بعد از آن كه فرمود: صفا و مروه دو نشانه بزرگ، مركز بندگى و از شعائر الهى است، اضافه مىكند: هر كس حج خانه خدا مىكند يا عمره انجام دهد باكى بر او نيست بين اين دو كوه طواف كند، منظور از كلمه طواف در اينجا سعى است و اين با معنى لغوى طواف مخالفتى ندارد؛ زيرا هر حركتى كه انسان در پايان به جاى اول باز گردد به آن طواف گفته مىشود، خواه حركت دورانى باشد يا نه.
***
٣- پاسخ به يك سؤال
در اينجا سؤالى پيش مىآيد: و آن اين كه از نظر فقه اسلام سعى ميان دو كوه صفا و مروه واجب است، خواه در اعمال حج باشد يا عمره، در صورتى كه ظاهر لفظ «لا جُناحَ» آن است كه سعى بين صفا و مروه بىمانع است، و دلالت بر وجوب ندارد.
پاسخ اين سؤال را از رواياتى كه در شأن نزول بيان شد، به روشنى در مىيابيم چه اين كه مسلمانان گمان مىكردند با آن سابقهاى كه اين دو كوه داشته و زمانى جايگاه بت «اساف» و «نائله» بوده و كفار در سعى خود آنها را مسح مىكردند، ديگر سزاوار نيست مسلمانان ميان آن دو سعى كنند.
اين آيه به آنها مىفرمايد: باكى نيست كه شما سعى كنيد چون اين دو كوه از شعائر خدا است و به عبارت روشنتر تعبير به «لا جُناحَ» «١»
براى بر طرف كردن آن كراهت به كار برده شده است.