تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٠
اگر چنين است، خداوندى كه علمش به همه چيز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس و همه چيز آگاه است، غيب آسمان و زمين را با علم بىپايانش مىداند، چرا امتحان مىكند؟
مگر چيزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟!
پاسخ اين سؤال مهم را در اينجا بايد جستجو كرد كه: مفهوم آزمايش و امتحان در مورد خداوند با آزمايشهاى ما بسيار متفاوت است.
آزمايشهاى ما همان است كه در بالا گفته شد يعنى براى شناخت بيشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمايش الهى در واقع «پرورش و تربيت» است.
توضيح اين كه: در قرآن متجاوز از بيست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است.
اين يك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتيجه، پرورش دادن بندگان، آنان را مىآزمايد.
يعنى همان گونه كه فولاد را براى استحكام بيشتر در كوره مىگدازند تا به اصطلاح آبديده شود، آدمى را نيز در كوره حوادث سخت پرورش مىدهد تا مقاوم گردد.
در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پر تجربه شبيه است كه دانههاى مستعد را در سرزمينهاى آماده مىپاشد، اين دانهها با استفاده از مواهب طبيعى شروع به نمو و رشد مىكنند.
تدريجاً با مشكلات مىجنگند و با حوادث پيكار مىنمايند در برابر طوفانهاى سخت، سرماى كشنده و گرماى سوزان ايستادگى به خرج مىدهند تا شاخه گلى زيبا يا درختى تنومند و پر ثمر بار آيد كه بتواند به زندگى و حيات