تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩
از همه گذشته، گاهى بشر را نيز عملًا ربّ خود قرار مىدادند، چنان كه قرآن در نكوهش مردمى كه احبار (دانشمندان يهود) و رهبانان (مردان و زنان تارك دنيا) را ارباب خود مىدانستند مىگويد: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه: «آنها احبار و رهبانهايشان را ارباب به جاى خدا مىدانستند». «١»
به هر حال از آنجا كه اين خرافات علاوه بر اين كه انسان را به انحطاط عقلى مىكشانيد، مايه تفرقه، تشتت و پراكندگى است، پيامبران الهى به مبارزه شديد با آن برخاستند، تا آنجا كه مىبينيم بعد از «بسم اللّه» نخستين آيهاى كه در قرآن نازل شده، در همين رابطه است «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ» همه ستايشها مخصوص خداوندى است كه «ربّ» همه جهانيان است.
و به اين ترتيب قرآن خط سرخى بر تمام ربّ النوعها مىكشد و آنها را به وادى عدم، همان جا كه جاى اصليشان است مىفرستد، و گلهاى توحيد و يگانگى و همبستگى و اتحاد را به جاى آن مىنشاند.
قابل توجه اين كه: همه مسلمانان موظفند در نمازهاى روزانه هر شبانه روز لااقل ده بار اين جمله را بخوانند و به سايه «اللّه» خداوند يگانهاى كه مالك و ربّ، سرپرست و پرورشدهنده همه موجودات است پناه برند، تا هرگز توحيد را فراموش نكنند و در بيراهههاى شرك سرگردان نشوند.
***
٢- پرورش الهى راه خداشناسى!
گر چه كلمه «ربّ» همان گونه كه گفتيم در اصل، به معنى مالك و صاحب است، ولى نه هر صاحبى، بلكه صاحبى كه عهدهدار تربيت و پرورش مىباشد، و به همين جهت در فارسى به عنوان پروردگار ترجمه مىشود.