تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
مافوق همه اينها «ماردوك» را ربّ الارباب مىشمردند.
در «روم» نيز خدايان متعدد رواج داشت، و بازار شرك و تعدد خدايان و ارباب انواع شايد از همه جا داغتر بود.
آنها مجموع خدايان را به دو دسته تقسيم مىكردند: خدايان خانوادگى و خدايان حكومت، كه مردم زياد به آنها علاقه نشان نمىدادند (؛ چرا كه دل خوشى از حكومتشان نداشتند!).
عده اين خدايان فوق العاده زياد بود، زيرا هر يك از اين خدايان يك پست مخصوص داشت، و در امور محدودى مداخله مىكرد، تا آنجا كه «دَرِ خانه» داراى خداى مخصوص بود! بلكه پاشنه و آستانه خانه نيز هر يك ربّ النوعى داشتند!
به گفته يكى از مورخان جاى تعجب نيست كه رومىها ٣٠ هزار خدا داشته باشند، آن چنان كه يكى از بزرگان آنها به شوخى گفته بود: تعداد خدايان كشور ما به حدى است كه در معابر و محافل فراوانتر از افراد ملت مىباشند!
از اين خدايان مىتوان ربّ النوع كشاورزى، ربّ النوع آشپزخانه، و ربّ النوع انبار غذا، ربّ النوع خانه، ربّ النوع شعله گاز، ربّ النوع آتش، ربّ النوع ميوهها، ربّ النوع درو، ربّ النوع درخت تاك، ربّ النوع جنگل، ربّ النوع حريق و ربّ النوع دروازه بزرگ رم، و ربّ النوع آتشكده ملى را نام برد. «١»
كوتاه سخن اين كه بشر در گذشته با انواع خرافات دست به گريبان بوده است همان طور كه الآن هم خرافات بسيارى از آن عصر به يادگار مانده.
در عصر نزول قرآن نيز بتهاى متعدد مورد پرستش و ستايش قرار داشته و شايد همه يا قسمتى از آنها جانشين ربّ النوعهاى پيشين بودند.