تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٩
مشخص شده بود (حَيْثُ ما كُنْتُم)، اما در اين آيه و آيه بعد، حكم نمازگزاران را به هنگام مسافرت در هر نقطه و هر ديار روشن مىسازد (وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ).
***
در آيه بعد، حكم عمومى توجه به مسجد الحرام را در هر مكان و هر نقطهاى تكرار مىكند، مىگويد: «از هر جا خارج شدى و به هر نقطه روى آوردى، صورت خود را به هنگام نماز متوجه مسجد الحرام كن»! «وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ».
درست است كه روى سخن در اين جمله به پيامبر صلى الله عليه و آله است، ولى مسلماً منظور عموم نمازگزاران مىباشد، و در جمله بعد براى تأكيد و تصريح اضافه مىكند: «و هر جا بوده باشيد روى خود را به سوى آن كنيد»! «وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ».
سپس در ذيل همين آيه به سه نكته مهم اشاره مىكند:
١- كوتاه شدن زبان مخالفان، مىگويد: «اين تغيير قبله به خاطر آن صورت گرفت كه مردم حجتى بر ضد شما نداشته باشند» «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ».
هر گاه اين تغيير قبله صورت نمىگرفت، از يكسو، زبان يهود به روى مسلمانان باز مىشد و مىگفتند: ما در كتب خود خواندهايم كه نشانه پيامبر موعود اين است كه به سوى دو قبله نماز مىخواند و اين نشانه در محمّد صلى الله عليه و آله نيست، و از سوى ديگر، مشركان ايراد مىكردند كه او مدعى است براى احياء آئين ابراهيم عليه السلام آمده، پس چرا خانه كعبه را كه پايهگذارش ابراهيم عليه السلام است فراموش نموده، اما حكم تغيير قبله موقت، به قبله دائمى، زبان هر دو گروه را بست.