تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨
شك، طلايهداران حقند، و شاهدان حقيقت؛ چرا كه برنامههاى آنها ميزان و معيارى است براى بازشناسى حق از باطل.
جالب اين كه در روايات متعددى كه از ائمه اهل بيت عليهم السلام براى ما نقل شده مىخوانيم: نَحْنُ الأُمَّةُ الْوُسْطى وَ نَحْنُ شُهَداءُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِه ... نَحْنُ الشُّهَداءُ عَلَى النَّاس ... إِلَيْنا يَرْجِعُ الْغالِي وَ بِنا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ:
«مائيم امت ميانه، و مائيم گواهان خدا بر خلق، و حجتهاى او در زمين، مائيم گواهان بر مردم، «١» غلوّ كنندگان بايد به سوى ما باز گردند و مقصران بايد كوتاهى را رها كرده و به ما ملحق شوند». «٢»
بدون شك، اين روايات- همان گونه كه بارها گفتهايم- مفهوم وسيع آيه را محدود نمىكند، بلكه بيان مصداقهاى كامل اين امت نمونه است، و بيان الگوهائى است كه در صف مقدم قرار دارند.
***
٤- تفسير جمله «لِنَعْلَمَ»
جمله: لِنَعْلَمَ: «تا بدانيم» و مانند آن كه در قرآن كراراً در مورد خداوند به كار رفته به اين معنى نيست كه خداوند چيزى را نمىدانسته و سپس از آن آگاه شده است، بلكه مراد همان تحقق و عينيت پيدا كردن اين واقعيتهاست.
توضيح اين كه: خداوند از ازل از همه حوادث و موجودات آگاه بوده است هر چند آنها تدريجاً به وجود مىآيند، بنابراين حدوث حوادث و موجودات