تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٨
حقيم.
اين گفتگوها براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مسلمانان ناگوار بود، آنها از يكسو مطيع فرمان خدا بودند.
و از سوى ديگر طعنههاى يهود از آنها قطع نمىشد، براى همين جهت پيامبر صلى الله عليه و آله شبها به اطراف آسمان مىنگريست، گويا در انتظار وحى الهى بود.
مدتى از اين انتظار گذشت، تا اين كه فرمان تغيير قبله صادر شد و در حالى كه پيامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد «بنى سالم» به سوى بيت المقدس خوانده بود «جبرئيل» مأمور شد بازوى پيامبر صلى الله عليه و آله را بگيرد و روى او را به سوى كعبه بگرداند. «١»
يهود از اين ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانهجوئى و ايراد گيرى پرداختند.
آنها قبلًا مىگفتند: ما بهتر از مسلمانان هستيم؛ چرا كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اما همين كه دستور تغيير قبله از ناحيه خدا صادر شد، زبان به اعتراض گشودند چنان كه قرآن در آيه مورد بحث مىگويد:
«به زودى بعضى از سبكمغزان مردم مىگويند چه چيز آنها (مسلمانان) را از قبلهاى كه بر آن بودند بر گردانيد»؟ «سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتي كانُوا عَلَيْها».
چرا اينها از قبله پيامبران پيشين، امروز اعراض نمودند؟ اگر قبله اول صحيح بود اين تغيير چه معنى دارد؟
و اگر دومى صحيح است چرا سيزده سال و چند ماه به سوى بيت المقدس