تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨
حكومتهاى زمان خود مخالف بودند و آنها را لائق زعامت مسلمين نمىدانستند، چرا كه افرادى ظالم و ستمگر بودند. «١»
ولى عجيب است كه در عصر ما بسيارى از علماى اهل تسنن، حكومتهاى ظالم، جبار و خودكامه را كه ارتباطشان با دشمنان اسلام، مسلّم و قطعى است و ظلم و فسادشان بر كسى پوشيده نيست، تأئيد و تقويت مىكنند- سهل است- آنها را «اولوا الامر» و «واجب الاطاعه» نيز مىشمرند. «٢»
***
٧- پاسخ به دو سؤال
١- از آنچه در تفسير معنى امامت گفتيم، ممكن است اين سؤال برانگيزد:
اگر كار امام «ايصال به مطلوب» و «اجرا كردن برنامههاى الهى» است، اين معنى در مورد بسيارى از پيامبران حتى خود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين در مقياس عمومى تحقق نيافته، بلكه هميشه افراد بسيار آلوده و گمراهى در مقابل آنها وجود داشتند.
در پاسخ مىگوئيم: مفهوم اين سخن اين نيست كه امام مردم را اجباراً به حق مىرساند بلكه با حفظ اصل اختيار، و داشتن آمادگى و شايستگى مىتوانند از نفوذ ظاهرى و باطنى امام، هدايت يابند.
درست همان گونه كه مىگوئيم: خورشيد براى تربيت موجودات زنده آفريده شده، يا اين كه قرآن مىگويد: كار باران زنده كردن زمينهاى مرده است، مسلماً اين تأثير جنبه عمومى دارد، اما در موجوداتى كه آماده پذيرش اين آثار، و