تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦
به اين كه ديگران در دوران جاهليت بتپرست بودند، تنها كسى كه يك لحظه در مقابل بت سجده نكرد على عليه السلام بود، چه ظلمى از اين بالاتر كه انسان بتپرستى كند، «١» مگر لقمان به فرزندش نگفت: يا بُنَيَّ لاتُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيم: «اى فرزندم! شريك براى خدا قرار مده كه شرك ظلم عظيمى است». «٢»
به عنوان نمونه «هشام بن سالم» از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: ... قَدْ كانَ إِبْراهِيمُ عليه السلام نَبِيّاً وَ لَيْسَ بِإِمامٍ، حَتّى قالَ اللَّهُ: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي» فَقالَ اللَّهُ: «لايَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»، مَنْ عَبَدَ صَنَماً أَوْ وَثَناً لايَكُونُ إِماماً:
«ابراهيم پيامبر بود، پيش از آن كه امام باشد، تا اين كه خداوند فرمود من تو را امام قرار مىدهم.
او عرض كرد: از دودمان من نيز امامانى قرار ده.
فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد، آنان كه بتى را پرستش كردند امام نخواهند بود». «٣»
در حديث ديگرى «عبداللّه بن مسعود» از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه:
خداوند به ابراهيم فرمود: لاأُعْطِيكَ عَهْداً لِظالِمٍ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ قالَ يا رَبِّ وَ مَنِ الظَّالِمُ مِنْ وُلْدِي الَّذِي لايَنالُ عَهْدُكَ قالَ مَنْ سَجَدَ لِصَنَمٍ مِنْ دُونِي لاأَجْعَلُهُ إِماماً أَبَداً وَ لايَصِحُّ أَنْ يَكُونَ إِماماً!:
«من پيمان امامت را به ستمكاران از دودمان تو نمىبخشم، ابراهيم عرض كرد: ستمكارانى كه اين پيمان به آنها نمىرسد كيانند؟