تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١
امام در حيات معنوى نيز همين نقش است.
در قرآن مجيد مىخوانيم: هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً: «خدا و فرشتگان او بر شما رحمت و درود مىفرستند تا شما را از تاريكىها به نور رهنمون گردند و او نسبت به مؤمنان مهربان است». «١»
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه رحمتهاى خاص خداوند و امدادهاى غيبى فرشتگان مىتواند مؤمنان را از ظلمتها به نور رهبرى كند.
اين موضوع، درباره امام نيز صادق است، و نيروى باطنى امام و پيامبران بزرگ كه مقام امامت را نيز داشتهاند و جانشينان آنها براى تربيت افراد مستعد و آماده و خارج ساختن آنان از ظلمت جهل و گمراهى، به سوى نور هدايت، تأثير عميق داشته است.
شك نيست مراد از امامت در آيه مورد بحث معنى سوم است؛ زيرا از آيات متعدد قرآن استفاده مىشود كه مفهوم «هدايت» در مفهوم «امامت» افتاده، چنان كه در آيه ٢٤ سوره «سجده» مىخوانيم: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ: «و از آنها امامانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت كنند، چون استقامت به خرج دادند و به آيات ما ايمان داشتند».
اين هدايت، به معنى ارائه طريق نيست؛ زيرا ابراهيم عليه السلام پيش از اين، مقام نبوت، رسالت و هدايت به معنى ارائه طريق را داشته است.
حاصل اين كه: قرائن روشن گواهى مىدهد مقام امامت كه پس از امتحانات مشكل و پيمودن مراحل يقين، شجاعت و استقامت به ابراهيم عليه السلام بخشيده شد، غير از مقام هدايت به معنى بشارت و ابلاغ و انذار بوده است.