تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١
در پاسخ ابتدا مىفرمايد: «اين تنها آرزوئى است كه دارند» (و هرگز به اين آرزو نخواهند رسيد) «تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ».
بعد روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىگويد: «به آنها بگو هر ادعائى دليلى مىخواهد چنانچه در اين ادعا صادق هستيد دليل خود را بياوريد» «قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ».
***
پس از اثبات اين واقعيت كه آنها هيچ دليلى بر اين مدعى ندارند و ادعاى انحصارى بودن بهشت، تنها خواب و خيالى است كه در سر مىپرورانند، معيار اصلى و اساسى ورود بهشت را به صورت يك قانون كلى بيان كرده، مىگويد:
«آرى، كسى كه در برابر خداوند تسليم گردد، و نيكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است» «بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ».
و بنابراين «چنين كسانى نه ترسى خواهند داشت و نه غمگين مىشوند» «وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ».
خلاصه اين كه: بهشت و پاداش خداوند و نيل به سعادت جاودان در انحصار هيچ طايفهاى نيست، بلكه: از آن كسانى است كه واجد دو شرط باشند:
شرط اول، تسليم محض در مقابل فرمان حق و ترك تبعيض در احكام الهى، چنان نباشد كه هر دستورى موافق منافعشان است بپذيرند و هر چه مخالف آن باشد پشت سر اندازند، آنها كه به طور كامل تسليم حقند.
شرط دوم، آثار اين ايمان در عمل آنها به صورت انجام كار نيك منعكس گردد، آنها نيكوكارند، نسبت به همگان، و در تمام برنامهها.
در حقيقت قرآن با اين بيان مسأله نژادپرستى و تعصبهاى نابجا را به طور