تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧
خاطر حسد، دوست داشتند شما را بعد از اسلام و ايمان به كفر باز گردانند با اين كه حق براى آنها كاملًا آشكار شده است» «وَدَّ كَثيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إيمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ».
در اينجا قرآن به مسلمانان دستور مىدهد: در برابر اين تلاشهاى انحرافى و ويرانگر «شما آنها را عفو كنيد و گذشت نمائيد تا خدا فرمان خودش را بفرستد چرا كه خداوند بر هر چيزى توانا است» «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ».
اين در واقع يك دستور تاكتيكى است كه به مسلمانان داده شده كه در برابر فشار شديد دشمن در آن شرائط خاص، از سلاح عفو و گذشت استفاده كنند، دست به اسلحه نبرند، به ساختن خويشتن و جامعه اسلامى بپردازند تا استحكام لازم يابند و در انتظار فرمان خدا باشند.
منظور از «فرمان خدا» در اينجا به گفته بسيارى از مفسران «فرمان جهاد» است كه تا آن زمان هنوز نازل نشده بود، شايد به اين علت، كه هنوز آمادگى همه جانبه براى اين فرمان نداشتند، و لذا بسيارى معتقدند: اين آيه به وسيله آيات جهاد كه بعداً به آن اشاره خواهد شد نسخ شده است.
اما شايد تعبير به نسخ، در اينجا صحيح نباشد؛ چرا كه نسخ آن است حكمى ظاهراً به صورت نامحدود تشريع گردد، اما در باطن موقت باشد، ولى حكم عفو و گذشت در آيه مورد بحث، در شكل محدود بيان شده است، محدود به زمانى كه فرمان الهى دائر به جهاد نيامده.
***
آيه بعد دو دستور سازنده مهم به مؤمنان مىدهد، يكى در مورد نماز كه رابطه محكمى ميان انسان و خدا ايجاد مىكند.