تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠
٢- معجزات نيز به عنوان آيه معرفى شده، چنان كه در مورد معجزه معروف موسى عليه السلام يد بيضاء مىخوانيم: وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى: «دستت را در گريبان تا زير بغل فرو بر، به هنگامى كه خارج مىشود سفيدى و درخشندگى بى عيب و نقصى دارد و اين معجزه ديگر است». «١»
٣- به معنى دليل و نشانه خداشناسى و يا معاد نيز آمده، چنان كه مىخوانيم:
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ: «ما شب و روز را دو دليل (براى شناسائى خدا) قرار داديم».»
و در مورد استدلال براى معاد مىفرمايد: وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ: «از نشانههاى او اين است كه زمين را پژمرده و خاموش مىبينى اما هنگامى كه آب (باران) بر آن فرو مىريزيم به جنبش مىآيد و گياهان آن مىرويد، همان كسى كه زمين را زنده كرد مردگان را نيز زنده مىكند، او بر همه چيز قادر است». «٣»
٤- به معنى اشياء چشمگير مانند بناهاى مرتفع و عالى، نيز آمده، چنان كه مىخوانيم: أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ ريعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ: «آيا در هر مكان مرتفعى بنائى مىسازيد و در آن سر گرم مىشويد»؟ «٤»
ولى روشن است اين معانى گوناگون در واقع همه به يك قدر مشترك باز گشت مىكند و آن مفهوم «نشانه» است.
اما در آيات مورد بحث، كه قرآن مىگويد: اگر آيهاى را نسخ كنيم همانند آن