تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧
حرفهاى نابه جاى افراد مغرض كه در مسأله نسخ احكام ترديد مىكنند، گوش فرا دهند.
و جمله دوم، هشدارى است به آنها كه تكيه گاهى غير از خدا براى خود انتخاب مىكنند، چرا كه در جهان تكيه گاه واقعى جز او نيست.
***
نكتهها:
١- آيا نسخ در احكام جايز است؟
«نسخ» از نظر لغت، به معنى از بين بردن و زائل نمودن است، و در منطق شرع، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكمى ديگر به جاى آن است، به عنوان مثال:
١- مسلمانان بعد از هجرت به «مدينه»، مدت شانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مىخواندند، پس از آن دستور تغيير قبله صادر شد، و موظف شدند هنگام نماز رو به سوى كعبه كنند.
٢- در سوره «نساء» آيه ١٥ درباره مجازات زنان زناكار، دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس كنند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد، يا خداوند راه ديگرى براى آنان مقرر دارد.
اين آيه، به وسيله آيه دوم سوره «نور» نسخ شد، و در آن آيه مجازاتشان تبديل به يكصد تازيانه گرديد.
در اينجا ايراد معروفى است كه به اين صورت مطرح مىشود:
اگر حكم اول داراى مصلحتى بوده پس چرا نسخ شده؟
و اگر نبوده چرا از آغاز تشريع گرديده؟
و به تعبير ديگر: چه مىشد از آغاز، حكم چنان تشريع مىگشت كه