تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
٢- «اللّه» جامعترين نام خداوند
در جمله «بسم اللّه» نخست با كلمه «اسم» روبرو مىشويم و به گفته علماى ادبيات عرب، اصل آن از «سُمُوّ» (بر وزن غُلوّ) گرفته شده كه به معنى بلندى و ارتفاع است، و اين كه به هر نامى «اسم» گفته مىشود به خاطر آن است كه مفهوم آن بعد از نامگذارى از مرحله خفا و پنهانى به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع مىرسد، و يا به خاطر آن است كه لفظ با نامگذارى، معنى پيدا مىكند و از مهمل و بى معنى بودن در مىآيد و علوّ و ارتفاع مىيابد. «١»
به هر حال، بعد از كلمه «اسم»، به كلمه «اللّه» برخورد مىكنيم كه جامعترين نامهاى خدا است؛ زيرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجيد و يا ساير منابع اسلامى آمده نشان مىدهد هر كدام از آن يك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مىسازد، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى، يا به تعبير ديگر جامع صفات جلال و جمال است همان «اللّه» مىباشد.
به همين دليل اسماء ديگر خداوند غالباً به عنوان صفت براى كلمه «اللّه» گفته مىشود به عنوان نمونه:
«غفور» و «رحيم» كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مىكند (فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم). «٢»
«سميع» اشاره به آگاهى او از مسموعات، و «عليم» اشاره به آگاهى او از همه چيز است (فَإِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ). «٣»
«بصير»، علم او را به همه ديدنىها بازگو مىكند (وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِما