تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
قبيل: سوره طه، شعراء، يونس، اعراف و ... راجع به سرگذشت پيامبران خدا:
موسى، عيسى و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به اين نتيجه مىرسيم كه: سحر از نظر قرآن به دو بخش تقسيم مىشود:
١- آنجا كه مقصود از آن فريفتن، تردستى، شعبده و چشمبندى است و حقيقتى ندارد چنان كه مىخوانيم: فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى: «ريسمانها و عصاهاى جادوگران زمان موسى در اثر سحر، خيال مىشد كه حركت مىكنند» «١»
و در آيه ديگر آمده است: فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُم: «هنگامى كه ريسمانها را انداختند، چشمهاى مردم را سحر كردند و آنها را ارعاب نمودند» «٢»
از اين آيات روشن مىشود سحر داراى حقيقتى نيست كه بتواند در اشياء تصرفى كند و اثرى بگذارد، بلكه اين تردستى و چشمبندى ساحران است كه آن چنان جلوه مىدهد.
٢- از بعضى آيات قرآن استفاده مىشود كه بعضى از انواع سحر به راستى اثر مىگذارد مانند آيه فوق كه مىگويد: «آنها سحرهائى را فرا مىگرفتند كه ميان مرد و همسرش جدائى مىافكند» (فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ).
يا تعبير ديگرى كه در آيات فوق بود كه «آنها چيزهائى را فرا مىگرفتند كه مضر به حالشان بود و نافع نبود» (وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُم).
ولى آيا تأثير سحر فقط جنبه روانى دارد؟ و يا اين كه اثر جسمانى و خارجى هم ممكن است داشته باشد؟