تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢
٣- چگونه فرشته، معلم انسان مىشود؟
در اينجا سؤالى باقى مىماند و آن اين كه: طبق ظاهر آيات فوق و روايات متعدد- چنان كه گفتيم- هاروت و ماروت دو فرشته الهى بودند كه براى مبارزه با اذيت و آزار ساحران به تعليم مردم پرداختند.
آيا به راستى فرشته مىتواند معلم انسان باشد؟
پاسخ اين سؤال در همان احاديث ذكر شده است و آن اين كه خداوند آنها را به صورت انسانهائى در آورد تا بتوانند اين رسالت خود را انجام دهند، اين حقيقت را مىتوان از آيه ٩ سوره «انعام» نيز دريافت آنجا كه مىگويد: وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا: «اگر او (پيامبر) را فرشتهاى قرار مىداديم حتماً او را به صورت مردى جلوهگر مىساختيم».
***
٤- هيچ كس بدون اذن خدا قادر بر كارى نيست
در آيات فوق خوانديم ساحران نمىتوانستند بدون اذن پروردگار به كسى زيان برسانند اين به آن معنى نيست كه جبر و اجبارى در كار باشد، بلكه اشاره به يكى از اصول اساسى توحيد است كه همه قدرتها در اين جهان از قدرت پروردگار سرچشمه مىگيرد، حتى سوزندگى آتش و برندگى شمشير بى اذن و فرمان او نمىباشد.
چنان نيست كه ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرينش دخالت كند، و چنين نيست كه خدا را در قلمرو حكومتش محدود نمايد بلكه اينها خواص و آثارى است كه او در موجودات مختلف قرار داده، بعضى، از آن حسنِ استفاده مىكنند و بعضى سوءِ استفاده، و اين آزادى و اختيار كه خدا به انسانها داده نيز وسيلهاى است براى آزمودن و تكامل آنها.
***