تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
«در سرزمين بابل سحر و جادوگرى به اوج خود رسيد، باعث ناراحتى و ايذاء مردم گرديده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت كه عوامل سحر و طريق ابطال آن را به مردم بياموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر كنار دارند.
ولى اين تعليمات بالاخره قابل سوء استفاده بود؛ چرا كه فرشتگان ناچار بودند براى ابطال سحر ساحران، طرز آن را نيز تشريح كنند، تا مردم بتوانند از اين راه به پيشگيرى بپردازند، اين موضوع سبب شد كه گروهى پس از آگاهى از طرز سحر، خود در رديف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازهاى براى مردم شدند.
با اين كه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند كه اين يك نوع آزمايش الهى براى شما است و حتى گفتند: سوء استفاده از اين تعليمات يك نوع كفر است، اما آنها به كارهائى پرداختند كه موجب ضرر و زيان مردم شد». «١»
آنچه در بالا آورديم چيزى است كه از بسيارى از احاديث و منابع اسلامى استفاده مىشود و هماهنگى آن با عقل و منطق آشكار است، از جمله حديثى كه از «عيون اخبار الرضا» عليه السلام نقل شده (كه در يك طريق از خود امام على بن موسى الرضا عليهما السلام و در طريق ديگرى از امام حسن عسكرى عليه السلام است) به روشنى اين معنى را تأئيد مىكند. «٢»
اما متأسفانه بعضى از مورخان و نويسندگان «دائرة المعارفها» و حتى بعضى از مفسران در اين زمينه تحت تأثير افسانههاى مجعولى قرار گرفتهاند و داستانى را كه در افواه بعضى از عوام مشهور است درباره اين دو فرشته معصوم