تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨
ماروت دو فرشته خدا در زمينه ابطال سحر به مردم داده بودند.
در حالى كه دو فرشته الهى (تنها هدفشان اين بود كه مردم را به طريق ابطال سحر ساحران آشنا سازند) و لذا «به هيچ كس چيزى ياد نمىدادند، مگر اين كه قبلًا به او مىگفتند: ما وسيله آزمايش تو هستيم، كافر نشو»! (و از اين تعليمات سوء استفاده مكن) «وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاتَكْفُرْ».
خلاصه، اين دو فرشته زمانى به ميان مردم آمدند كه بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران. آنها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند ولى از آنجا كه خنثى كردن يك مطلب (همانند خنثى كردن يك بمب) فرع بر اين است كه انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد، و بعد طرز خنثى كردن آن را ياد بگيرد، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلًا شرح دهند.
ولى سوء استفاده كنندگان يهود، همين را وسيله قرار دادند براى اشاعه هر چه بيشتر سحر، و تا آنجا پيش رفتند كه پيامبر بزرگ الهى، سليمان عليه السلام را نيز متهم ساختند كه اگر عوامل طبيعى به فرمان او است يا جن و انس از او فرمان مىبرند، همه مولود سحر است، آرى اين است راه و رسم بدكاران كه هميشه براى توجيه مكتب خود، بزرگان را متهم به پيروى از آن مىكنند.
به هر حال آنها از اين آزمايش الهى پيروز بيرون نيامدند «از آن دو فرشته مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدائى بيفكنند» «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ».
ولى قدرت خداوند مافوق همه اين قدرتها است، «آنها هرگز نمىتوانند بدون فرمان خدا به احدى ضرر برسانند» «وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ».
«آنها قسمتهائى را ياد مىگرفتند كه براى ايشان ضرر داشت و نفع نداشت» «وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ».
آرى آنها اين برنامه سازنده الهى را تحريف كردند به جاى اين كه از آن به