تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٣
تا آن زمان كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مبعوث نشده بود علماى يهود، مردم را به آمدنش بشارت مىدادند، نشانهها و مشخصات او را بر مىشمردند اما هنگامى كه به رسالت مبعوث گشت، آن چنان از محتويات تورات، رخ بر تافتند كه گوئى هرگز آن را نديده و نخوانده بودند.
آرى اين است نتيجه خودخواهى و دنياپرستى، انسانى را كه در آغاز از مبلغان سر سخت حق بوده، به هنگام رسيدن به آن، در صف دشمنان آشتىناپذير قرار مىدهد.
***
نكتهها:
١- روشن است تعبير به «نزول» (فرود آمدن) يا «انزال» (فرو فرستادن) در مورد قرآن مجيد، به اين معنى نيست كه مثلًا خداوند مكانى در آسمانها دارد و قرآن را از آن محل بالا فرو فرستاده است، بلكه اين تعبير اشاره به علو مقامى و معنوى پروردگار است.
***
٢- كلمه «فاسق» از ماده «فسق»، در اصل به معنى خارج شدن هسته از درون رطب (خرماى تازه) است، به اين ترتيب كه گاهى رطب از شاخه درخت نخل سقوط مىكند، هسته از درون آن به خارج مىپرد، عرب، از اين معنى تعبير به «فَسَقَتِ النَّواةُ» مىكند، سپس به تمام كسانى كه لباس طاعت پروردگار را از تن در آورده و از راه و رسم بندگى خارج شدهاند «فاسق» گفته شده است.
در حقيقت، همان گونه كه هسته خرما به هنگام بيرون آمدن، آن قشر شيرين و مفيد و مغذى را رها مىسازد، آنها نيز با اعمال خود تمام ارزش و شخصيت خويش را از دست مىدهند.
***