تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧
طرف «مدينه») خواهد بود، يهود از سرزمين خويش بيرون آمدند و در جستجوى سرزمين مهاجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله پرداختند، در اين ميان به كوهى به نام «حداد» رسيدند.
گفتند: «حداد» همان «احد» است در همانجا متفرق شدند و هر گروهى در جائى مسكن گزيدند.
بعضى در سرزمين «تيما».
و بعضى ديگر در «فدك» و عدهاى در «خيبر».
آنان كه در «تيما» بودند ميل ديدار برادران خويش نمودند، در اين اثنا عربى عبور مىكرد، مركبى را از او كرايه كردند، وى گفت: من شما را از ميان كوه «عير» و «احد» خواهم برد، به او گفتند: هنگامى كه بين اين دو كوه رسيدى ما را آگاه نما.
مرد عرب هنگامى كه به سرزمين «مدينه» رسيد اعلام كرد: اينجا همان سرزمين است كه بين دو كوه «عير» و «احد» قرار گرفته است.
سپس اشاره كرده گفت: اين عير است و آن هم احد، يهود از مركب پياده شدند و گفتند: ما به مقصود رسيديم ديگر احتياج به مركب تو نيست، و هر جا مىخواهى برو.
نامهاى به برادران خويش نوشتند كه ما آن سرزمين را يافتيم، شما هم به سوى ما كوچ كنيد.
آنها در پاسخ نوشتند ما در اينجا مسكن گزيدهايم، خانه و اموالى تهيه كردهايم و از آن سرزمين فاصلهاى نداريم، هنگامى كه پيامبر موعود به آنجا مهاجرت نمود به سرعت به سوى شما خواهيم آمد!
آنها در سرزمين «مدينه» ماندند و اموال فراوانى كسب نمودند اين خبر به