تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
٤- دلهاى بىخبر و مستور!
يهود در «مدينه» در برابر تبليغات رسول اكرم صلى الله عليه و آله ايستادگى به خرج مىدادند، و از پذيرفتن دعوت او امتناع مىورزيدند، هر زمانى بهانهاى براى شانه خالى كردن از زير بار دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله مىتراشيدند كه در اين آيه مورد بحث به يكى از سخنان آنها اشاره شده است.
آنها مىگفتند: دلهاى ما در حجاب و غلاف است و آنچه بر ما مىخوانى ما نمىفهميم!
مسلماً آنها اين گفته را از روى استهزاء و سخريه مىگفتند، اما قرآن مىفرمايد: مطلب همان است كه آنها مىگويند؛ زيرا به واسطه كفر و نفاق، دلهاى آنها در حجابهائى از ظلمت، گناه و كفر قرار گرفته و خداوند آنها را از رحمت خود دور داشته است، و به همين دليل، بسيار كم ايمان مىآورند.
در سوره «نساء» آيه ١٥٥ نيز همين مطلب يادآورى شده: وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَليلًا:
«آنها مىگويند: قلبهاى ما در غلاف است و نمىتواند گفته تو را درك كند، اين به واسطه آن است كه خداوند در اثر كفرشان مهر بر دلهايشان نهاده، لذا جز عده كمى از آنان ايمان نخواهند آورد».
***