تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
مُوسَى الْكِتابَ».
«و بعد از او پيامبرانى پشت سر يكديگر فرستاديم» «وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ».
پيامبرانى همچون داود و سليمان و يوشع و زكريا و يحيى عليهم السلام ...
«و به عيسى بن مريم دلائل روشن داديم، و او را به وسيله روح القدس تأئيد نموديم» «وَ آتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ».
«ولى آيا چنين نيست: هر زمان هر كدام از اين پيامبران بزرگ با اين برنامههاى سازنده، مطلبى بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او استكبار نموديد و زير بار فرمانش نرفتيد»؟! «أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لاتَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ».
اين حاكميت هوى و هوس بر شما آن چنان شديد بود كه «گروهى از آنها را تكذيب كرديد، و گروهى را به قتل رسانديد» «فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلُونَ».
اگر تكذيب شما مؤثر مىافتاد و منظورتان عملى مىشد شايد به همان اكتفا مىكرديد و اگر نه دست به خون پيامبران الهى آغشته مىساختيد!.
در تفسير آيات گذشته تحت عنوان «تبعيض در احكام الهى» اين حقيقت را بازگو كرديم كه معيار ايمان و تسليم در برابر حق، مواردى است كه بر خلاف ميل و هواى نفس انسان است، و گرنه هر هواپرست بىايمانى نسبت به احكامى كه مطابق ميل و منافع او است هماهنگ و تسليم است.
ضمناً از اين آيه به خوبى استفاده مىشود رهبران الهى در مسير ابلاغ رسالت خويش، به مخالفتهاى هواپرستان اعتنا نمىكردند، و بايد هم چنين باشد؛ زيرا رهبرى صحيح، چيزى جز اين نيست، اگر پيامبران بخواهند خود را با هوى و هوسهاى بىقيد و شرط مردم تطبيق دهند، كار آنها دنباله روى گمراهان