تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦
مىگويد:
مىفرمايد: «آنها گفتند: هرگز آتش دوزخ، جز چند روزى به ما نخواهد رسيد» «وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً».
«بگو آيا پيمانى نزد خدا بستهايد كه هرگز خداوند از پيمانش تخلف نخواهد كرد؟ يا اين كه چيزى را به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد»؟! «قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ».
اعتقاد به برترى نژادى ملت يهود، و اين كه آنها تافتهاى جدا بافتهاند، و گنهكارانشان فقط چند روزى كيفر و مجازات مىبينند، سپس بهشت الهى براى ابد در اختيار آنان است، يكى از دلائل روشن خود خواهى و خود پرستى اين جمعيت است.
اين امتيازطلبى با هيچ منطقى سازگار نيست؛ زيرا هيچ گونه تفاوتى در ميان انسانها از نظر كيفر و پاداش اعمال در پيشگاه خدا وجود ندارد.
مگر يهود چه كرده بودند كه مىبايست تبصرهاى به سود آنها بر قانون كلى مجازات زده شود؟!
آيه فوق با يك بيان منطقى، اين پندار غلط را ابطال مىكند و مىگويد: اين گفتار شما از دو حال خارج نيست: يا بايد عهد و پيمان خاصى از خدا در اين زمينه گرفته باشيد- كه نگرفتهايد- و يا دروغ و تهمت به خدا مىبنديد!
***
آيه بعد، يك قانون كلى و عمومى را كه از هر نظر منطقى است بيان مىكند مىگويد: «آرى كسانى كه تحصيل گناه كنند و آثار گناه سراسر وجودشان را بپوشاند آنها اهل دوزخند، و هميشه در آن خواهند بود» «بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ».