تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
«ما اين امر را كيفر و عبرتى براى مردم آن زمان و زمانهاى بعد قرار داديم» «فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها».
«و همچنين پند و اندرزى براى پرهيزكاران» «وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ».
خلاصه ماجرا چنين بود: «خداوند به يهود دستور داده بود، روز شنبه را تعطيل كنند، گروهى از آنان كه در كنار دريا مىزيستند به عنوان آزمايش دستور يافتند از دريا در آن روز ماهى نگيرند، ولى از قضا روزهاى شنبه كه مىشد، ماهيان فراوانى بر صفحه آب ظاهر مىشدند، آنها به فكر حيلهگرى افتادند و با يك نوع كلاه شرعى روز شنبه از آب ماهى گرفتند، خداوند آنان را به جرم اين نافرمانى مجازات كرد و چهرهشان را از صورت انسان به حيوان دگرگون ساخت».
آيا اين مسخ و دگرگونى چهره جنبه جسمانى داشته يا روانى و اخلاقى؟
و نيز اين قوم در كجا مىزيستند؟
و با چه نيرنگى براى گرفتن ماهى متوسل شدند؟
پاسخ تمام اين سؤالات و مسائل ديگر را در اين رابطه در جلد ششم، ذيل آيات ١٦٣ تا ١٦٦ سوره «اعراف» مطالعه خواهيد فرمود. «١»
جمله «فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ» كنايه از سرعت عمل است كه با يك اشاره و فرمان الهى چهره همه آن عصيانگران دگرگون شد.
جالب اين كه از امام باقر و امام صادق عليه السلام در معنى اين آيه نقل شده كه فرمودند: منظور از «ما بَيْنَ يَدَيْها» نسل آن زمان و مراد از «ما خَلْفَها» ما مسلمانان هستيم، يعنى اين درس عبرت مخصوص بنى اسرائيل نبود، و همه انسانها را شامل مىشود. «٢»
***