تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
سر خود مشاهده كردند و احتمال مىدادند هر لحظه ممكن است بر سر آنها فرود آيد، ولى به لطف الهى زلزله آرام و كوه به جاى خود قرار گرفت. «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه قطعه عظيمى از كوه به فرمان خدا بر اثر زلزله و صاعقه شديد از جا كنده شد، و از بالاى سر آنها گذشت به طورى كه چند لحظه، آن را بر فراز سر خود ديدند و تصور كردند بر آنها فرو خواهد افتاد.
***
٣- پيمان اجبارى چه سودى دارد؟
بعضى در پاسخ اين سؤال گفتهاند: قرار گرفتن كوه بر سر آنها جنبه «ارهاب» و ترسانيدن داشته نه اجبار، و گرنه پيمان اجبارى ارزشى ندارد.
ولى صحيحتر اين است كه گفته شود: هيچ مانعى ندارد افراد متمرد و سركش را با تهديد به مجازات در برابر حق تسليم كنند، اين تهديد و فشار كه جنبه موقتى دارد، غرور آنها را در هم مىشكند، آنها را وادار به انديشه و تفكر صحيح، و در ادامه راه با اراده و اختيار به وظائف خويش عمل مىكنند.
و به هر حال، اين پيمان، بيشتر مربوط به جنبههاى عملى آن بوده است و گرنه اعتقاد را نمىتوان با اكراه تغيير داد.
***
٤- «كوه طور»
در اين كه منظور از «طور» در اينجا اسم جنس به معنى مطلق «كوه» است و يا كوه معينى؟ دو تفسير وجود دارد:
بعضى گفتهاند: طور اشاره به همان كوه معروفى است كه محل وحى بر موسى عليه السلام بوده است.