تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
دعوت آنان بود، آنها در «حرّان» سرزمين «صابئان» زندگى مىكردند، و بر دو قسم بودند: صابئان حنيف و صابئان مشرك.
مشركان آنها به ستارگان و خورشيد و قمر و ... احترام مىگذاشتند و گروهى از آنان نماز و روزه انجام مىدادند، كعبه را محترم مىشمردند و حج را به جا مىآوردند، مردار، خون، گوشت خوك و ازدواج با محارم را همچون مسلمانان حرام مىدانستند. عدهاى از پيروان اين مذهب از بزرگان دولت در بغداد بودند كه «هلال بن محسن صابئى» از آن جمله است.
اينان اساس دين خود را به گمان خويش بر اين پايه قرار دادهاند كه: بايست خوبى هر كدام از اديان جهان را گرفت و آنچه بد است از آن دورى جست، اينان را به اين جهت «صابئين» گفتند كه: از تقيّد به انجام تمام دستورات يك دين سرپيچيدند ...
بنابراين اينها با تمام اديان از يك نظر موافق و از نظر ديگر مخالف هستند.
جمعيت صابئان حنيف با اسلام هماهنگ شدند و مشركان آنها با بتپرستان همراه گرديدند.
وى در پايان بحث بار ديگر متذكر مىشود بين صابئان مشرك و صابئان حنيف، مناظرات و بحثهاى فراوانى رد و بدل مىشد. «١»
از مجموع بحثهاى فوق بر مىآيد آنها در اصل پيرو يكى از پيامبران الهى بودهاند، اگر چه در تعيين پيامبرى كه آنها خود را وابسته به او معرفى مىكنند اختلاف است. همچنين روشن شد آنها جمعيت بسيار كمى هستند كه در حال انقراض مىباشند.
***