تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢
پيروان نوح عليه السلام بودهاند، و ذكر اين عده در رديف مؤمنان، يهود و نصارا نيز دليل آن است كه اينان مردمى متدين به يكى از اديان آسمانى بوده، به خداوند و قيامت نيز ايمان داشتهاند.
و اين كه بعضى آنها را مشرك و ستارهپرست، و بعضى ديگر آنها را «مجوس» مىدانند صحيح نيست؛ زيرا آيه ١٧ سوره «حج»، «مشركان» و «مجوس» را در كنار «صابئان» آورده مىگويد: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا ...».
بنابراين صابئان به طور يقين غير از مشركان و مجوسند.
اما اين كه آنها چه كسانى هستند؟ بين مفسران و علماى ملل و نحل، اقوال گوناگونى وجود دارد.
و نيز در اين كه ماده اصلى اين لغت (صابئين) چيست؟ بحث است.
«شهرستانى» در كتاب «ملل و نحل» مىنويسد: «صابئه» از «صبأ» گرفته شده، چون اين طائفه از طريق حق و آئين انبياء منحرف گشتند لذا آنها را «صابئه» مىگويند.
در «مصباح المنير فيومى» آمده: «صبأ» به معنى كسى است كه از دين خارج شده و به دين ديگرى گرويده.
در «فرهنگ دهخدا» پس از تأئيد اين كه اين كلمه عبرى است مىگويد:
«صابئين» جمع «صَأْبى» و مشتق از ريشه عبرى (ص- ب- ع) به معنى فرو رفتن در آب (يعنى تعميد كنندگان) مىباشد. كه به هنگام تعريب «ع» آن ساقط شده.
و «مغتسله» كه از دير زمانى نام محل پيروان اين آئين در خوزستان بوده و هست ترجمه جامع و صحيح كلمه «صَأْبى» است.
محققان معاصر و جديد نيز اين كلمه را «عبرى» مىدانند.