تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
براى جلوگيرى از اختلاف قرائتها اقدام به نوشتن قرآن واحدى با قرائت و نقطهگذارى نمود (چرا كه تا آن زمان نقطهگذارى معمول نبود).
و اما اصرار جمعى بر اين كه قرآن به هيچ وجه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله جمعآورى نشده، و اين افتخار نصيب «عثمان» يا خليفه اول و دوم گشت، شايد بيشتر به خاطر فضيلتسازى بوده باشد، و لذا هر دستهاى اين فضيلت را به كسى نسبت مىدهد و روايتى در مورد او نقل مىكند.
اصولًا چگونه مىتوان باور كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كار مهمى را ناديده گرفته باشد در حالى كه او به كارهاى بسيار كوچك هم توجه داشت.
مگر نه اين است كه قرآن قانون اساسى اسلام، كتاب بزرگ تعليم و تربيت، زير بناى همه برنامههاى اسلامى و عقائد و اعتقادات است؟
آيا عدم جمعآورى آن در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله اين خطر را نداشت كه بخشى از قرآن ضايع گردد و يا اختلافاتى در ميان مسلمانان بروز كند.
به علاوه حديث مشهور «ثقلين» كه شيعه و سنى آن را نقل كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من از ميان شما مىروم و دو چيز را به يادگار مىگذارم كتاب خدا و خاندانم» «١»
اين خود نشان مىدهد كه قرآن به صورت يك كتاب جمعآورى شده بود.
و اگر مىبينيم رواياتى كه دلالت بر جمعآورى قرآن توسط گروهى از صحابه زير نظر پيامبر صلى الله عليه و آله دارد، از نظر تعداد نفرات مختلف است مشكلى ايجاد نمىكند، ممكن است هر روايت عدهاى از آنها را معرفى كند.
***