تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥
بر درختان مىنشيند و طعم شيرينى دارد. «١»
يا به تعبير ديگر، يك نوع صمغ و شيره درختى است با طعم شيرين.
و بعضى گفتهاند: طعم آن شيرين توأم با ترشى بوده است.
«سَلْوى» در اصل به معنى آرامش و تسلّى است، و بعضى از ارباب لغت و بسيارى از مفسران آن را يك نوع «پرنده» دانستهاند.
طبق روايتى كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده فرمود: الْكَمْأَةُ مِنَ الْمَنِّ: «قارچ نوعى از منّ است» «٢» معلوم مىشود «منّ» قارچهاى خوراكى بوده كه در آن سرزمين مىروئيده.
بعضى ديگر گفتهاند: مقصود از «منّ» تمام آن نعمتهائى است كه خدا بر بنى اسرائيل «منّت» گذارده، و «سَلْوى» تمام مواهبى بوده كه مايه آرامش آنها مىشده است.
در «تورات» مىخوانيم: «منّ» چيزى مثل تخم «گشنيز» بوده كه شب در آن سرزمين مىريخته، و بنى اسرائيل آن را جمع كرده، مىكوبيدند و با آن نان درست مىكردند كه طعم نان روغنى داشته است.
احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اين كه در اثر بارانهاى نافعى كه به لطف خداوند در مدت سرگردانى بنى اسرائيل در آن بيابان مىباريد، اشجار آن محيط، صمغ و شيره مخصوصى بيرون مىدادند و بنى اسرائيل از آن استفاده مىكردند.
بعضى ديگر، نيز احتمال دادهاند: «منّ» يك نوع عسل طبيعى بوده كه بنىاسرائيل در طول حركت خود در آن بيابان به مخازنى از آن مىرسيدند؛ چرا