تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
مورد بحث، تنها اشارهاى از نظر نعمت و لطف خداوند، به بنى اسرائيل شده، تا آنها را به پذيرش اسلام، آئين نجات بخش جديد، تشويق كند. «١»
همان گونه كه مشروح اين جريان را در سورههاى نامبرده خواهيد خواند موسى عليه السلام پس از تبليغ فراوان و دعوت فرعون و فرعونيان، و ارائه معجزات گوناگون و عدم پذيرش آنها، مأمور مىشود نيمه شب با بنى اسرائيل از مصر كوچ كند.
اما هنگامى كه به نزديك دريا (شط عظيم نيل) مىرسد، ناگاه متوجه مىشوند فرعون و لشگرش آنها را از پشت سر تعقيب مىكنند، اضطراب و وحشت سراسر وجود بنى اسرائيل را فرا مىگيرد.
از پيش رو دريا و از پشت سر، لشگر نيرومند فرعون كه تاب مقاومت با آن را ندارند، در اينجا است كه موسى عليه السلام مأموريت پيدا مىكند «عصا» را به دريا بزند، راههاى متعددى از دل دريا گشوده مىشود، و جمعيت بنى اسرائيل به سلامت از دريا مىگذرند، از آن طرف لشگر مخالف كه همچنان آنها را تعقيب مىكردند همه به وسط دريا مىرسند، آبها به هم مىپيوندند، و همگى هلاك مىشوند.
جسدهاى مرده لشكريان فرعون، روى آبها قرار مىگيرند، و جمعيت بنىاسرائيل با چشم خويش مىبينند دشمن به چه روزى افتاده است؟.
اين حالت اضطراب و وحشت، و آن نجات، هر دو درخور دقت است، كه آنها را با هم مقايسه كنند و خدا را شكر گويند.
قرآن، مىخواهد به يهوديان بگويد: من كه نسبت به شما اين مقدار لطف