تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
قرار دادهاند در معتقدات تند و حاد خود كه بيشتر در زمينه توحيد است تنها با شيعه مخالفت ندارند بلكه با غالب مسلمانهاى اهل تسنن نيز شديداً مخالفند.
محمّد بن عبد الوهاب كه افكار خود را از «ابن تيميه» (احمد بن عبد الحليم دمشقى متوفى ٧٢٨) كه تقريباً (چهار قرن قبل از او مىزيسته) گرفته است، در حقيقت مجرى افكار و معتقدات او (ايدهئولوگ وهابيه) بود.
محمّد بن عبد الوهاب در خلال سالهاى ١١٦٠ تا ١٢٠٦ كه سال وفات او بود با همكارى زمامداران محلى، و برانگيختن آتش تعصبهاى خشن در ميان اقوام بيابان گرد و بدوى «حجاز»، توانست به نام دفاع از توحيد و مبارزه با شرك، مخالفان خود را عقب بزند و بر دستگاه حكومت و رهبرى سياسى، به طور مستقيم، و غير مستقيم تسلط يابد و در اين راه خونهاى زيادى از مسلمانان «حجاز» و غير حجاز ريخته شد.
كشمكشهاى پيروان محمّد بن عبد الوهاب محدود به محيط «حجاز» نبود، بلكه در سال ١٢١٦ (درست ده سال پس از مرگ محمّد بن عبد الوهاب) پيروان او از طريق بيابانهاى «حجاز» با يك حمله غافلگيرانه به «كربلاء» ريختند و با استفاده از تعطيل بودن شهر به مناسبت روز «عيد غدير» و مسافرت بسيارى از اهالى «كربلاء» به «نجف» براى مراسم «غدير»، پس از شكافتن ديوار شهر به داخل شهر رخنه كرده و به تخريب حرم امام حسين عليه السلام و ساير اماكن مقدس شيعه در «كربلاء» پرداختند، و در ضمن تمام درهاى گرانقيمت، تابلوها، هداياى نفيس و وسائل تزيينى را با خود بردند، حدود پنجاه نفر در نزديكى ضريح، پانصد نفر در صحن و تعداد زيادى را در خود شهر كشتند كه بعضى عدد مقتولين را بالغ بر پنج هزار نفر دانستهاند، در اين ماجرا خانههاى فراوانى غارت شد، و حتى پيرمردان، كودكان و زنان نيز از اين تعرض، مصون نماندند.