تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
ظلم است، و خداوند مىفرمايد: ظالمان دوست و شفاعت كنندهاى ندارند». «١»
مضمون صدر حديث اين است كه: شفاعت شامل مرتكبان كبائر مىشود.
ولى ذيل حديث روشن مىكند كه شرط اصلى پذيرش شفاعت واجد بودن ايمانى است كه مجرم را به مرحله ندامت، خود سازى و جبران برساند، و از ظلم و طغيان و قانون شكنى برهاند (دقت كنيد).
٢- در كتاب «كافى» از امام صادق عليه السلام در نامهاى كه به صورت متحد المال براى اصحابش نوشت، چنين نقل شده:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْفَعَهُ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَطْلُبْ إِلَى اللَّهِ أَنْ يَرْضَى عَنْه».
لحن اين روايت نشان مىدهد براى اصلاح اشتباهاتى كه در زمينه شفاعت براى بعضى از ياران امام خصوصاً، و جمعى از مسلمانان عموماً رخ داده است صادر شده، و با صراحت شفاعتهاى تشويق كننده به گناه در آن نفى شده است و مىگويد: «هر كس دوست دارد مشمول شفاعت گردد بايد خشنودى خدا را جلب كند». «٢»
٣- باز در حديث پر معنى ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: إِذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ بَعَثَ اللَّهُ الْعالِمَ وَ الْعابِدَ، فَإِذا وَقَفا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قِيلَ لِلْعابِدِ انْطَلِقْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ قِيلَ لِلْعالِمِ قِفْ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ لَهُم: