تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
عجيب كفر و انكار شما است، آن هم به عنوان پيشگامان و نخستين مخالفان؛ چرا كه هم از آنها بااطلاعتريد، اهل كتابيد و در كتب آسمانى شما اين همه بشارات درباره ظهور چنين پيامبرى داده شده، و به همين دليل، قبل از ظهورش، شما نخستين مناديان ظهور او بوديد، چه شد كه بعد از اين ظهور به جاى اين كه نخستين مؤمنان باشيد، نخستين كافران شديد؟.
آرى، بسيار از يهوديان مردمى لجوجند، و اگر اين لجاجت نبود بايد آنها خيلى زودتر از ديگران ايمان آورده باشند.
در سومين جمله مىگويد: «شما آيات مرا به بهاى اندكى نفروشيد» و آن را با يك ميهمانى ساليانه معاوضه نكنيد «وَ لاتَشْتَرُوا بِآياتي ثَمَناً قَليلًا».
بدون شك آيات خدا را با هيچ بهائى نبايد معاوضه كرد، چه كم باشد و چه بسيار، ولى اين جمله در حقيقت اشاره به دونهمتى اين دسته از يهود است كه به خاطر منافع اندكى، همه چيز را به دست فراموشى مىسپردند، و آنها كه تا آن روز از مبشران قيام پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و كتاب آسمانى او بودند، هنگامى كه منافع خويش را در خطر ديدند، اين بشارتها را انكار كردند و آيات تورات را تحريف نمودند؛ چرا كه در صورت آشنائى مردم با حقيقت، كاخ رياست آنها فرو مىريخت.
اصولًا اگر تمام اين جهان را به كسى بدهند تا يكى از آيات الهى را انكار كند، بهاى كم و اندكى است؛ زيرا اين زندگى سر انجام نابودشدنى است و سراى آخرت ابدى و جاودانى است، چه رسد كه انسان بخواهد، اين آيات الهى را فداى منافع ناچيزى كند.
در چهارمين دستور مىگويد: «تنها از من بپرهيزيد» «وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ».
از اين نترسيد كه روزىِ شما قطع شود و از اين نترسيد كه جمعى از متعصبان يهود، بر ضد شما سران قيام كنند، تنها از من، يعنى از مخالفت فرمان من بترسيد.
***