تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤
١- نسبت دادن دروغ به خدا (چنان كه در جمله شماره ١٧ فصل دوم مىگويد: خداوند گفت از آن درخت نخوريد كه مىميريد در حالى كه نمىمردند بلكه دانا مىشدند).
٢- نسبت بخل به خداوند- (چنان كه در جمله ٢٢ فصل سوم مىگويد: كه خدا نمىخواست آدم و حوا از درخت علم و حيات بخورند و دانا شوند و زندگى جاويدان پيدا كنند).
٣- امكان وجود شريك براى خداوند (چنان كه در همان جمله مىگويد:
آدم پس از خوردن از درخت نيك و بد همچون يكى از ما خدايان شده است).
٤- نسبت حسد به خداوند (چنان كه از همان جمله استفاده مىشود كه خداوند بر اين علم و دانشى كه براى آدم پيدا شده بود رشك برد!).
٥- نسبت جسم به خداوند (چنان كه از فصل سوم استفاده مىشود كه خداوند به هنگام صبح در خيابانهاى بهشت مىخراميد)!
٦- خداوند از حوادثى كه در نزديكى او مىگذرد بىخبر است! (چنان كه در جمله ٩ مىگويد صدا زد آدم كجائى و آنها در لابلاى درختان خود را از چشم خداوند پنهان كرده بودند). «١»
(البته نبايد فراموش كرد كه اين افسانههاى دروغين از نخست در تورات نبوده و بعداً به آن افزوده شده است).
***
٦- مقصود از شيطان در قرآن چيست؟
كلمه «شيطان» از ماده «شطن» گرفته شده، و «شاطن» به معنى خبيث و پست آمده است و شيطان به موجود سركش و متمرد اطلاق مىشود، اعم از