تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠
است نه مكانى، يعنى از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سرسبز پائين آمد.
اين احتمال نيز داده شده كه: اين بهشت در يكى از كرات آسمانى بوده است هر چند بهشت جاويدان نبوده، در بعضى از روايات اسلامى نيز اشاره به بودن اين بهشت در آسمان شده است «١» ولى ممكن است كلمه سَماء (آسمان) در اين گونه روايات، اشاره به «مقام بالا» باشد، نه «مكان بالا».
به هر حال شواهد فراوانى نشان مىدهد: اين بهشت غير از بهشت سراى ديگر است؛ چرا كه آن پايان سير انسان است و اين آغاز سير او بود، اين مقدمه اعمال و برنامههاى او است و آن نتيجه اعمال و برنامههايش.
***
٤- گناه آدم چه بود؟
روشن است آدم عليه السلام با آن مقامى كه خدا در آيات گذشته براى او بيان كرد، مقام والائى از نظر معرفت و تقوا داشت، او نماينده خدا در زمين بود او معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائكه بزرگ خدا گرديد، اين آدم عليه السلام با اين امتيازات مسلماً گناه نمىكند، به علاوه مىدانيم او پيامبر بود و هر پيامبرى معصوم است.
لذا اين سؤال مطرح مىشود آنچه از آدم سر زد چه بود؟
در اينجا سه تفسير وجود دارد كه مكمّل يكديگرند:
١- آنچه آدم عليه السلام مرتكب شد «ترك اولى» و يا به عبارت ديگر «گناه نسبى» بود نه «گناه مطلق».
گناه مطلق گناهى است كه از هر كس سر زند گناه است، و درخور مجازات (مانند شرك، كفر، ظلم و تجاوز) و گناه نسبى آن است كه گاه بعضى اعمال مباح و يا حتى مستحب، درخور مقام افراد بزرگ نيست، آنها بايد از اين اعمال چشم