تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧
پر نعمت بهشت، به خاطر تسليم شدن در برابر وسوسههاى شيطان، بيرون رانده شده و در محيط پر زحمت و مملوّ از مشقتى قرار خواهد گرفت، درست است كه آدم پيامبر بود و معصوم از گناه، ولى چنان كه خواهيم گفت هر گاه ترك اولى از پيامبر سر زند، خداوند نسبت به او سخت مىگيرد، همانند گناهى كه از افراد عادى سر بزند و اين جريمه سنگينى بود كه آدم در برابر آن نافرمانى پرداخت.
***
نكتهها:
١- چرا «ابليس» مخالفت كرد؟
مىدانيم «شيطان» اسم جنس است، شامل نخستين شيطان و همه شيطانها مىشود، ولى «ابليس» اسم خاص است و اشاره به همان شيطانى است كه اغواگر آدم عليه السلام شد.
او طبق صريح آيات قرآن از جنس فرشتگان نبود، بلكه در صف آنها قرار داشت او از طائفه جن بود كه مخلوق مادى است، در سوره «كهف» آيه ٥٠ مىخوانيم: فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ: «همگى سجده كردند جز ابليس كه از طائفه جن بود».
انگيزه او در اين مخالفت، كبر، غرور و تعصب خاصى بود كه بر فكر او چيره شد، او چنين مىپنداشت: از آدم عليه السلام برتر است، و نمىبايست دستور سجده بر آدم بر او داده شود، بلكه او بايد مسجود باشد و آدم بر او سجده كند، كه شرح اين معنى در ذيل آيه ١٢ سوره «اعراف» خواهد آمد. «١»
و علت كفر او نيز همين بود كه فرمان حكيمانه پروردگار را نادرست شمرد