تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
اشارهاى به اين مطلب كردند ولى با صراحت آشكار ننمودند.
پاسخ به دو سؤال
در اينجا دو سؤال باقى مىماند و آن اين كه: خداوند، چگونه اين علوم را به آدم تعليم نمود؟
وانگهى اگر اين علوم را به فرشتگان نيز تعليم مىنمود، آنها نيز همين فضيلت آدم را پيدا مىكردند، اين چه افتخارى براى آدم است كه براى فرشتگان نيست؟!
در پاسخ بايد به اين نكته توجه داشت: تعليم در اينجا جنبه تكوينى داشته يعنى خدا اين آگاهى را در نهاد و سرشت آدم قرار داده بود، و در مدت كوتاهى آن را بارور ساخت.
اطلاق كلمه «تعليم» در قرآن به «تعليم تكوينى» در جاى ديگر نيز آمده است، در سوره «رحمان» آيه ٤ مىخوانيم: عَلَّمَهُ الْبَيان «خداوند بيان را به انسان آموخت»، روشن است اين تعليم را خداوند در مكتب آفرينش به انسان داده و معنى آن همان استعداد و ويژگى فطرى است كه در نهاد انسانها قرار داده تا بتوانند سخن بگويند.
و در پاسخ سؤال دوم بايد توجه داشت: ملائكه آفرينش خاصى داشتند كه استعداد فراگيرى اين همه علوم در آنها نبود، آنها براى هدف ديگرى آفريده شده بودند، نه براى اين هدف، و به همين دليل، فرشتگان بعد از اين آزمايش واقعيت را دريافتند و پذيرفتند.
ولى شايد خودشان در آغاز فكر مىكردند براى اين هدف نيز آمادگى دارند، اما خداوند با آزمايش علم اسماء، تفاوت استعداد آنها را با آدم روشن ساخت.
باز در اينجا سؤال ديگرى پيش مىآيد كه: اگر منظور از «علم اسماء» علم