تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
فرمانبردارى اين موجود طوفان زده كجا؟ و عبادت آن ساحلنشينان آرام و سبكبار كجا؟!
آنها چه مىدانستند از نسل اين آدم، پيامبرانى همچون محمّد، ابراهيم، نوح، موسى و عيسى عليهما السلام و امامانى همچون ائمه اهل بيت عليهم السلام و بندگان صالح و شهيدان جانباز و مردان و زنانى كه همه هستى خود را عاشقانه در راه خدا مىدهند قدم به عرصه وجود خواهند گذاشت، افرادى كه گاه فقط يك ساعت تفكر آنها برابر با سالها عبادت فرشتگان است!
قابل توجه اين كه: فرشتگان روى سه مسأله درباره صفات خودشان تكيه كردند، تسبيح و حمد و تقديس، بدون شك تسبيح و حمد، يعنى: خدا را پاك از هر گونه نقص و داراى هر گونه كمال دانستن؛ اما در اين كه مقصود از «تقديس» چيست؟
بعضى آن را پاك شمردن پروردگار از هر گونه نقصان، دانستهاند كه در حقيقت تأكيدى مىشود بر همان معنى «تسبيح».
ولى بعضى ديگر: معتقدند: «تقديس» كه از ماده «قدس» است، يعنى پاك سازى روى زمين از فاسدان و مفسدان، يا پاك سازى خويشتن از هر گونه صفات زشت و مذموم، و تطهير جسم و جان براى خدا و كلمه «لَكَ» در جمله «نُقَدِّسُ لَكَ» را شاهد اين مقصود دانستهاند؛ چرا كه فرشتگان نگفتند «نُقَدِّسُكَ» (تو را پاك مىشمريم) بلكه گفتند «نُقَدِّسُ لَكَ» از براى تو جامعه را پاك مىكنيم.
در حقيقت آنها مىخواستند بگويند: اگر هدف، اطاعت و بندگى است ما سر بر فرمانيم، و اگر عبادت است ما هم همواره مشغول آنيم، و اگر پاكسازى خويشتن يا صفحه روى زمين است ما چنين مىكنيم، در حالى كه اين انسان