تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
٣٢- فرشتگان عرض كردند: «منزهى تو!، ما چيزى جز آنچه به ما تعليم دادهاى، نمىدانيم؛ تو دانا و حكيمى».
٣٣- فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) اين موجودات آگاه كن». هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را مىدانم؟! و نيز مىدانم آنچه را شما آشكار مىكنيد، و آنچه را پنهان مىداشتيد»!
تفسير:
انسان نماينده خدا در زمين
در آيات گذشته خوانديم كه خدا همه مواهب زمين را براى انسان آفريده است و در اين آيات، رسماً مسأله رهبرى و خلافت انسان را تشريح مىكند، و موقعيت معنوى او را كه شايسته اين همه مواهب است روشن مىسازد.
در اين آيات به چگونگى آفرينش آدم (نخستين انسان) اشاره مىكند و در اين سلسله آيات كه از آيه ٣٠ شروع و به آيه ٣٩ پايان مىيابد سه مطلب اساسى مطرح شده است:
١- خبر دادن پروردگار به فرشتگان راجع به خلافت و سرپرستى انسان در زمين و گفتگوئى كه آنها با خداوند داشتهاند.
٢- دستور خضوع و تعظيم فرشتگان در برابر نخستين انسان كه در آيات مختلف قرآن به تناسبهاى گوناگونى ذكر شده است.
٣- تشريح وضع آدم و زندگى او در بهشت و حوادثى كه منجر به خروج او از بهشت گرديد و سپس توبه آدم، و زندگى او و فرزندانش در زمين.
آيات مورد بحث، از نخستين مرحله سخن مىگويد، خواست خداوند چنين بود كه در روى زمين موجودى بيافريند كه نماينده او باشد، صفاتش