تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤
«كشتىها را مسخر شما ساخت ... نهرها را مورد تسخير شما قرار داد ... شب و روز را مسخر فرمانتان كرد ... شما را بر درياها و اقيانوسها مسلط ساخت ...
خورشيد و ماه را نيز فرمانبردار و در خدمت شما قرار داد ...». «١»
بار ديگر به دلائل توحيد باز گشته مىگويد: «سپس خداوند به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود، و او به هر چيز آگاه است» «ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ».
«اسْتَوى» از ماده «استواء» گرفته شده كه در لغت به معنى تسلط، احاطه كامل و قدرت بر خلقت و تدبير است، ضمناً كلمه «ثُمَّ» در جمله «ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماء» الزاماً به معنى تأخير زمانى نيست بلكه مىتواند به معنى تاخير در بيان و ذكر حقايقى پشت سر هم بوده باشد.
***
نكتهها:
١- تناسخ و عود ارواح
آيه فوق، از جمله آيات متعددى است كه عقيده به تناسخ را صريحاً نفى، مىكند؛ زيرا عقيدهمندان به تناسخ چنين مىپندارند كه: انسان بعد از مرگ بار ديگر به همين زندگى باز مىگردد منتها روح او در جسم ديگر (و نطفه ديگر) حلول كرده و زندگى مجددى را در همين دنيا آغاز مىكند، و اين مسأله ممكن است بارها تكرار شود، اين زندگى تكرارى در اين جهان را «تناسخ» يا «عود ارواح» مىنامند.
آيه فوق، صريحاً مىگويد: بعد از مرگ، يك حيات بيش نيست و طبعاً اين