تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧
و مكان به خود نگيرد تا ابد و در سراسر جهان پيش خواهد رفت، بديهى است يك دين جهانى و جاودانى بايد يك سند حقانيت جهانى و جاودانى هم در اختيار داشته باشد.
***
٤- اما روحانى بودن آن
امور خارقالعادهاى كه از پيامبران پيشين به عنوان گواه صدق گفتار آنها ديده شده، معمولًا جنبه جسمانى داشته: شفاى بيماران غير قابل علاج، زنده كردن مردگان، سخن گفتن كودك نوزاد در گاهواره، و ... همه جنبه جسمى دارند و چشم و گوش انسان را تسخير مىكنند، ولى، الفاظ قرآن كه از همين حروف و كلمات معمولى تركيب يافته، در اعماق دل و جان انسان نفوذ مىكند، روح او را مملوّ از اعجاب و تحسين مىسازد، افكار و عقول را در برابر خود وادار به تعظيم مىنمايد، معجزهاى است كه تنها با مغزها و انديشهها و ارواح انسانها سر و كار دارد، برترى چنين معجزهاى بر معجزات جسمانى، احتياج به توضيح ندارد.
***
٥- آيا «قرآن» دعوت به مقابله كرده است؟
قرآن، در چند سوره دعوت به مقابله به مثل نموده است از جمله:
١- در سوره «اسراء» آيه ٨٨- اين سوره در «مكّه» نازل شده است- مىخوانيم:
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً: «بگو اگر تمام جن و انس اجتماع كنند تا كتابى همانند قرآن بياورند، نمىتوانند، اگر چه نهايت همفكرى و همكارى را به خرج دهند».