تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
اين نعمتهاى حساب شده و بىنظير را كه در جسم و جان انسان، نمايان است، نمىتوان از غير مبدأ علم و قدرت بىپايانى دانست.
بنابراين يادآورى اين نعمتها، هم دليلى است بر خداشناسى، و هم محركى است براى شكرگزارى و پرستش.
٣- نتيجه اين پرستش، تقوا و پرهيزگارى است (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ).
بنابراين عبادتها و نيايشهاى ما چيزى بر جاه و جلال خدا نمىافزايد، همان گونه كه ترك آنها چيزى از عظمت مقام او نمىكاهد، اين عبادتها كلاسهاى تربيت براى آموزش تقوا است، تقوا همان احساس مسئوليت و خودجوشى درونى كه معيار ارزش انسان و ميزان سنجش شخصيت او است.
٤- تكيه بر: الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ «كسانى كه پيش از شما بودند» شايد اشاره به اين باشد كه: اگر شما در پرستش بتها استدلال به سنت نياكانتان مىكنيد خدا هم آفريننده شما است، هم آفريننده نياكان شما است، هم مالك و پرورشدهنده شما است و هم مالك و پرورشدهنده آنها، بنابراين، پرستش بتها چه از ناحيه شما باشد، و چه از ناحيه آنها چيزى جز انحراف نيست.
***
نعمت زمين و آسمان
در آيه بعد به قسمت ديگرى از نعمتهاى بزرگ خدا كه مىتواند انگيزه شكرگزارى باشد، اشاره كرده، نخست از آفرينش زمين سخن مىگويد: «همان خدائى كه زمين را بستر استراحت شما قرار داد» «الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً».
اين مركب راهوارى كه شما را بر پشت خود سوار كرده و با سرعت سرسام آورى در اين فضا به حركات مختلف خود ادامه مىدهد، بى آن كه كمترين