تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
ترس، وحشت و سستى مىآفرينند، دست از كردار خود بر ندارند ما تو را بر آنها مىشورانيم تا نتوانند در جوار شما جز اندكى زندگى كنند* و به صورت افراد نفرين شده هر جا يافت شوند، آنها را بگيرند و بكشند». «١»
از اين آيات، به خوبى استفاده مىشود كه منافقان در وحشت و سرگردانى سختى در «مدينه» قرار داشتند، آيات، با لحن شديد و قاطعى پى در پى همانند رعد و برق آسمانى بر ضد آنها نازل مىشد، و هر آن احتمال اين مىرفت: دستور مجازات و يا حداقل اخراج آنها از «مدينه» صادر گردد.
اگر چه شأن نزول اين آيات، منافقان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله است اما با توجه به اين كه خط نفاق در هر عصر و زمانى، در برابر خط انقلابهاى راستين وجود داشته و دارد به منافقان همه اعصار و قرون، گسترش مىيابد، و ما با چشم خود تمام اين نشانهها را يك به يك و مو به مو در مورد منافقان عصر خويش، مىيابيم، سرگردانى آنها، وحشت و اضطرابشان و خلاصه بىپناهى و بدبختى و سيهروزى و رسوائى آنها را درست همانند همان مسافرى كه قرآن به روشنترين وجهى حال او را ترسيم كرده است مشاهده مىكنيم.»
در اين كه ميان مثال دوم و اول در آيات فوق چه تفاوتى است؟، دو تفسير وجود دارد.
نخست اين كه: آيه اول، (مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي ...) اشاره به منافقانى است كه در آغاز، واردِ صفِ مؤمنانِ راستين شده بودند، و حقيقتاً ايمان آوردند، اما اين