تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لانُطيعُ فيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ* لَئِنْ أُخْرِجُوا لايَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لايَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأَدْبارَ ثُمَّ لايُنْصَرُونَ:
«منافقان به برادران كافر خود از اهل كتاب وعده مىدهند كه اگر شما را از «مدينه» بيرون كنند، ما نيز با شما خارج خواهيم شد و به حرف هيچ كس درباره شما گوش نخواهيم داد، و اگر با شما بجنگند شما را يارى مىكنيم، و لكن خداوند گواهى مىدهد كه منافقان دروغ مىگويند* اگر آنها را بيرون كنند همراه آنها خارج نخواهند شد، و اگر با آنها جنگ نمايند ياريشان نخواهند كرد، و اگر به آنها كمك كنند (در گير و دار جنگ) پا به فرار خواهند گذاشت» (و استقامت به خرج نخواهند داد). «١»
قابل توجه اين كه: قرآن در اينجا از جمله «اسْتَوْقَدَ ناراً» استفاده كرده است، يعنى آنها براى رسيدن به «نور» «نار» استفاده مىكنند، آتشى كه هم دود، هم خاكستر و هم سوزش دارد، در حالى كه مؤمنان از نور خالص و چراغ روشن و پر فروغ ايمان بهره مىگيرند.
منافقان گر چه تظاهر به نور ايمان دارند اما باطنشان، نار است، و اگر هم نورى باشد ضعيف است و كوتاه مدت.
اين نور مختصر، يا اشاره به فروغ وجدان و فطرت توحيدى است و يا اشاره به ايمان نخستين آنها است كه بعداً بر اثر تقليدهاى كوركورانه، تعصبهاى غلط و لجاجتها و عداوتها، پردههاى ظلمانى و تاريك بر آن مىافتد، نه تنها يك ظلمت بلكه به تعبير قرآن «ظلمات».
و همينها است كه چشم بينا، گوش شنوا و زبان گويا را سرانجام از آنها