تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢
تفسير:
دو مثال جالب براى ترسيم حال منافقان
بعد از بيان صفات و ويژگىهاى منافقان، قرآن مجيد، براى مجسم ساختن وضع آنها دو تشبيه گويا در آيات فوق بيان مىكند:
١- در مثال اول مىگويد: «آنها مانند كسى هستند كه آتشى (در شب ظلمانى) افروخته (تا در پرتو نور آن راه را از بيراهه بشناسد و به منزل مقصود برسد)» «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً».
«ولى همين كه اين شعله آتش اطراف آنها را روشن ساخت، خداوند آن را خاموش مىسازد، و در ظلمات رهاشان مىكند، به گونهاى كه چيزى را نبينند» «فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في ظُلُماتٍ لايُبْصِرُونَ».
آنها فكر مىكردند، با اين آتش مختصر و نور آن مىتوانند با ظلمتها به پيكار برخيزند، اما ناگهان بادى سخت بر مىخيزد و يا باران درشتى فرو مىريزد، و يا بر اثر پايان گرفتن مواد آتشافروز، آتش به سردى و خاموشى مىگرايد و بار ديگر در تاريكى وحشتزا سرگردان مىشوند.
***
آنگاه اضافه مىكند: «آنها كر هستند و گنگ و نابينا، و چون هيچ يك از وسائل اصلى درك حقايق را ندارند از راهشان باز نمىگردند» «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لايَرْجِعُونَ».
چه مثال دقيق و گويائى: در زندگى انسان بيراههها فراوان است، اما خط مستقيم كه به سر منزل مقصود به پيش مىرود يكى بيش نيست، ولى خطوط انحرافى بى نهايت است، و از آن گذشته، پردههاى ظلمت، طوفانهاى وحشتناك و حوادث گوناگون در طول اين راه فراوان خواهد بود، چراغ پرفروغى كه از اين