تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
٣- حساب خود را از مردم جدا كردن، و تشكيل انجمنهاى سرّى، و مرموز دادن با نقشههاى حساب شده.
٤- خدعه، نيرنگ و فريب و دروغ و تملق و چاپلوسى، پيمان شكنى و خيانت.
٥- خود برتربينى، و مردم را ناآگاه، سفيه و ابله قلمداد كردن و خود را عاقل و هوشيار دانستن.
خلاصه، دوگانگى شخصيت و تضاد برون و درون كه صفت بارز منافقان است پديدههاى گوناگونى در عمل و گفتار و رفتار فردى و اجتماعى آنها دارد كه به خوبى مىتوان آن را شناخت.
چه تعبير زيبائى دارد قرآن در آياتى كه خوانديم مىگويد: في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ: «آنها دلهاى بيمار دارند» چه بيمارى از دوگانگى ظاهر و باطن بدتر؟ و چه بيمارى از خود برتربينى و يا نداشتن شهامت براى روياروئى با حوادث دردناكتر؟
ولى همان گونه كه بيمارى قلبى را هر چند پنهان است نمىتوان به كلى مخفى كرد بلكه نشانههاى آن در چهره انسان و تمام اعضاى بدن آشكار مىشود، بيمارى نفاق نيز همين گونه است كه با تظاهرات مختلف قابل شناخت مىباشد. «١»
***