تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
شد كه نه اخلاص و شهامت براى ايمان آوردن داشتند و نه قدرت و جرأت بر مخالفت صريح.
اين گروه، كه قرآن از آنها به عنوان «منافقين» ياد مىكند و ما، در فارسى از آنها تعبير به «دورو» يا «دو چهره» مىكنيم، در صفوف مسلمانان واقعى نفوذ كرده بودند، و خطر بزرگى براى اسلام و مسلمين محسوب مىشدند، و از آنجا كه ظاهر اسلامى داشتند، غالباً شناخت آنها مشكل بود، ولى قرآن نشانههاى دقيق و زندهاى براى آنها بيان مىكند كه خط باطنى آنها را مشخص مىسازد و الگوئى در اين زمينه به دست مسلمانان براى همه قرون و اعصار مىدهد.
نخست تفسيرى از خود نفاق دارد مىفرمايد: «بعضى از مردم هستند كه مىگويند: به خدا و روز قيامت ايمان آوردهايم در حالى كه ايمان ندارند» «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الآْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ».
***
آنها اين عمل را يك نوع زرنگى و به اصطلاح تاكتيك جالب، حساب مىكنند: «آنها با اين عمل مىخواهند خدا و مؤمنان را بفريبند» «يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا».
«در حالى كه تنها خودشان را فريب مىدهند اما نمىفهمند» «وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ».
آنها با انحراف از راه صحيح و صراط مستقيم، عمرى را در بيراهه مىگذرانند تمام نيروها و امكانات خود را بر باد مىدهند و جز ناكامى و شكست و بدنامى و عذاب الهى بهرهاى نمىگيرند.
***
آنگاه، قرآن در آيه بعد به اين واقعيت اشاره مىكند كه نفاق در واقع يك نوع