تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣
ضمناً از اين تشبيه به خوبى استفاده مىشود: تقوا به اين نيست كه انسان انزوا و گوشه گيرى انتخاب كند، بلكه بايد در دل اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ كند.
در هر صورت اين حالت تقوا و كنترل نيرومند معنوى، روشنترين آثار ايمان به «مبدأ» و «معاد» يعنى خدا و رستاخيز است، و معيار فضيلت و افتخار انسان و مقياس سنجش شخصيت او در اسلام محسوب مىشود تا آنجا كه جمله «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» به صورت يك شعار جاودانى اسلام در آمده است. «١»
على عليه السلام مىفرمايد: إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتاحُ سَدادٍ وَ ذَخِيرَةُ مَعادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ وَ نَجاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ: «تقوا و ترس از خدا، كليد گشودن هر در بستهاى است، ذخيره رستاخيز، و سبب آزادى از بردگى شيطان و نجات از هر هلاكت است». «٢»
ضمناً بايد توجه داشت تقوا داراى شاخهها و شعبى است، تقواى مالى و اقتصادى، تقواى جنسى، و اجتماعى، و تقواى سياسى و مانند اينها.
***