تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥
هستى هستند، و به همين دليل، ديگر خضوع در برابر بتها، و يا تسليم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت.
چنين انسانى، احساس مىكند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا كرده كه با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترين عامل تربيت او است.
كسى كه شبانه روز حد اقل پنج بار در حضور خداوند قرار مىگيرد، و با او به راز و نياز مىپردازد، فكر او، عمل او، گفتار او، همه خدائى مىشود، و چنين انسانى چگونه ممكن است بر خلاف خواست او گام بردارد (مشروط بر اين كه راز و نيازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گيرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد). «١»
٣- ارتباط با انسانها
سومين جمله اين آيه توجه مىدهد آنها علاوه بر ارتباط دائم با پروردگار رابطه نزديك و مستمرى با خلق خدا دارند، و به همين دليل سومين ويژگى آنها را قرآن چنين بيان مىكند: «و از تمام مواهبى كه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند».
قابل توجه اين كه قرآن نمىگويد: مِنْ أَمْوالِهِمْ يُنْفِقُون «از اموالشان انفاق مىكنند» بلكه مىگويد: مِمَّا رَزَقْناهُم: «از آنچه به آنها روزى داديم» و به اين ترتيب، مسأله «انفاق» را آن چنان تعميم مىدهد كه تمام مواهب مادى و معنوى را در بر مىگيرد.
بنابراين مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود، بلكه از علم و عقل و دانش، نيروهاى جسمانى و مقام و موقعيت اجتماعى خود، و خلاصه از